از ميل تكه تكه فرو ريختن پرم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امشب نيازمند فقط يك تلنگرم

دردآوراست مرگ غريبانه ام ولي

حتي براي مرگي ازاين دست درخورم

بعداز هزارسال خودم را شناختم :

موجودي از عشيره عشق وتنفرم

مثل فروغ , مثل صدايي كه ماندنيست

هرگز ازين تبارمكدر نميبرم

محض عفونتم همه شهرشاهدند

ديگر به درد گور خودم هم نميخورم L(

شب مثل پيچكي به تنم پنجه ميكشد

گنجايش سپيده ندارد تصورم ....................

/ 1 نظر / 5 بازدید