به نگاهت ؛ آويزان بودم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پلک بر هم  زدی         

من نوميد بودم از پرواز

و ناگهان

کبوتر فرو ريخت

به نگاهت آويزان بودم

خرسندم

که در پستوی چشمان تو

سهمی داشتم

هرچند اندک

هرچند کم

در پستوی چشمان تو سهمی داشتم

چه کاشانه ای !!!

 

نقل از وبلاگ - اکرام زينالی

/ 5 نظر / 4 بازدید
zeinali (صدای پای دل )

سلام . اول اينکه بمن سر بزن کمکت می کنم . اصلا سخت نيست . دوم : اول برو به وبلاگ من و مطالب روز ۷ تیر را بخوان . مطالب مفیدی در این مورد دارد . سوم همینکه بهم سر بزنی باعث میشه یادم نره مطالب لازم را برات بنویسم . چهارم همیشه نظرت را برای آخرین نوشته بنویس تا خونده بشه ممکنه کسی سراغ نوشته های قبلیش نره و پیامتو نبینه . بازم هستم .. پاینده باشید

zeinali (صدای پای دل )

اول دوم .وقتی داشتی اين مطلب را در قسمت مديريت پيغامها می نوشتی ؛ می توانستی آنرا درگ کرده (با موس يا شيفت و جهت ) و در قسمت ابزار های بالا ابزار هیپر لينک را انتخاب کرده و در قسمت آدرس نشانی وبلاگ منو بنويسی . اونوقت هرکس وبلاگ ترا باز می کرد وقتی روی گزينه مزبور کليک می کرد ؛ وبلاگ من براش باز ميشد . فعلا بسه ... در پناه حق

ایمان

سلام...ممنون که سر زدی...موفق باشی...يا حق

رضا

سلام دوست عزيز از اينکه به من سر زدی و نظر دادی واقعا ازت ممنونم اما در مورد سلطه گری و سلطه پذيزی بايد بگم که انسان اول دنبال سلطه گری است اگه در اين امر موفق نشد اونوقته که تن به سلطه ميده يعنی اونو میپذيره ــ اما در مورد وبلاگت بايد بدون ريا بگم وبلاگ قشنگی داری .بخصوص از اين شعر خيلی خوشم اومد.موفق باشی دوست عزيز بازم به من سر بزن و حتما نظر بده.

mahdi

سلام دوست عزيز با تشكر از اينكه به وبلاگم سر زدي خوشحال شدم كه نظر خود را ابراز فرموديد به هر حال اگر پيشنهاد ديگري داشتيد در مورد وبلاگم دريغ نفرمائيد با تشكر مهدي