وقتی نگام ميکنی

آب ميشه واژه رو لبام

هيچی نمی تونم بگم

لرزه ميفته تو صدام

وقتی نگام ميکنی....وقتی نگام ميکنی

با دست وپای گم شده

غرق تو

مات و بی کلام

اصلا نميدونم کيم

اصلا نميدونم کجام  ......

خبر نداری وقتيکه

پيش تو

نزديک توام

چطوری وزن اون نگاتو من تحمل ميکنم

وقتی نگام ميکنی...وقتی نگام ميکنی...

قلب زمستونم باشه

تب ميکنه هوای من

آفتاب ميباره از تنم

چشام ستاره ميزنن...........

/ 3 نظر / 4 بازدید
ADAM

همون که حدس زدي ؛)

غریبه

با درود وبلاگ زیبایی داری و با نوشته هات اونو زیبا تر کردی بهت تبریک میگم یه سری هم به من بزن تا درودی دیگر بدرود