اصلا به من چه این که شما خوش قیافه اید!

 

این جا درست نقطه ی آغاز گریه است....

 

این چشم های غم زده را ترک می کنم

حق با تو بود عزیز!...ببین درک می کنم

یک خوشه گندم است که از دست داده ام

این بار چندم است که از دست داده ام

 

دیگر تمام شده همه ی روزهای خوب

شکل لجوج بچگی من فقط بکوب

هی روی زندگی بدت هی سقوط کن

خیره شو از تمام خودت توی این غروب

 

امشب "بگاز" زندگیت را "بزن" برو

لعنت به صفر،نهصد و یک،دو...بدون تو

از اولش برای تو "مریم" نمی شدم

عاشق نمی شدم؟...خب به جهنم نمی شدم

 

اصلا به من چه این که شما خوش قیافه اید

از دست شعرهای بد من کلافه اید

مثل "کثافتی" که فقط فحش می خورد

حتی برای زندگی...اصلا اضافه اید

 

من اتفاق مسخره ی "دی" شدم ببین

حالا تو را میان خودم قی شدم ببین

دارم دوباره توی تنت وول می خورم

این بار هم شبیه خودم گول می خورم!

http://ghazalgije68.blogfa.com/

 

ذهن من و فکر تو؟؟؟ نخیر٬ محال است

بند تو و دام عشق؟؟؟ خواب و خیال است

آه... چقدر آسمان٬ ابری ِ تو / نیست

مثل دل - سنگ ِ - تو٬ لطیف و زلال است

من که تو را از شکاف در٬ نه ندیدم

- گرچه نگاه نخست٬ پاک و حلال است-

فکر نکن پاره پاره های غزلهام

هر ورقش ردّ صد هزار سوال است

قافیه ها را... نباختم به تو اصلا

قافیه ها را... ببین: کمال و تمام است

 

آنکه سرانجام ِ تلخکامی ِ فنجان

در به در چند و چون قهوه و فال است٬

آنکه زد و توبه را شکاند و هرگز

میوه ی ممنوعه را ندید که کال است٬

آنکه تو رفتی و آه... یک٬ دو٬ سه روزی است٬

معنی گلواژه های «رنج و ملال» است٬

این همه «آنکه» ٬ مَ من...نه...من... نَ نبودم!!

شک نَ نکن...وضع من... طِ طبق روال است...

 

دوستتان داشتم؟؟؟ م م م بعید است

عاشقتان بوده ام؟؟؟؟

نخیر...

محال است....

 

برکه مهتاب

/ 8 نظر / 14 بازدید
مريم حقيقت

سلام مثل چراغ!!! روشنم با: ؟*حذف پست قبلی *؟پلوتیکی که شکست خورد آلف:آیا پس از غزل باز هم غزل است؟! ب:پساغزل؟؟! ج:به شعر نیستم اما... م ن ت ظ ر م یا علی

ميرزايی

سلام با " عمو زنجیر باف در موهات " بروزم و منتظر حرف های تازه شما ؛ بغلم کن به سینه ات بفشار مرگ بالقوه ! من که می دانم بافه های طناب دار من اند حلقه های گشاد بازوهات . یا علی

فريدون ضرغامي

دوبيتی ها وغزلت خوب وبا احساس بود ولی متن سياه وفومت آبی خواندن را مشکل کرده.

فريدون ضرغامي

دوبيتی ها وغزلت خوب وبا احساس بود ولی متن سياه وفومت آبی خواندن را مشکل کرد

علی شهيب زادگان

سلام بعد از کلی مثلا به روز شده ایم .خدا به خیر کند! دارم از چاله می کشم بیرون/بدنم را به چاه...نه نگذار مه گرفته تمام فاصله را ماه من!/ پس بتاب وقتی که- لامپها بی دلیل می کورند(!)-نه ببخشید کورتر شده اند- و تصادف دوباره /نزدیک است بروم توی خواب وقتی که منتظر نقدتان هستم/یا علی

علي

سلام برخلاف نظر دوستان زمينه و فونت وبلاگتون با موضوع شعرتون خوب به دل ميشينه شعرتون خيلي عالي بود موفق باشي