...

پرنده پر زد و لغزید در شیار هوا

[ دو ابروی متغیر دو چشم رک برسد]

 

پرنده پر زد و لغزید در شیار هوا

[ دو ابروی متغیر دو چشم رک برسد]

 

به روی لخت موازی سیم برق نشست

 [ مگر که خانم دکتر به وقت شوک برسد]

* * *

چقدر خسته ام از تو چقدر از خود نیز

  از این  بریز و بپاش و از این بپاش و بریز

 

چقدر خسته ام از خود چقدر دلتنگم

و با تمام جهان از اتاق می جنگم

 

که حمله ی عصبی ، وقفه ی جنون بازی

به "شیشه" ها زدن از مشت ها و "خون بازی"

 

و بی قراری در عین خویشتن داری

[که دوستت دارم یا که دوستم داری]

 

حباب بودن و با موج سرخوشی کردن

نهنگ بودن و در تنگ خودکشی کردن

 

درخت بودن  و از موریانه اره شدن

دچار زندگی و مرگ روزمره شدن

* * *

[دو ابروی متغیر دو چشم رک برسد

ویار خانم دکتر به وقت شوک برسد]

* * *

گرفتن قلبت در شماره افتادن

به مشکل افتادن از به چاره افتادن

 

دو جفت لب به لبان زیاد من برسد

تنفس مصنوعی به داد من برسد

 

تو خواستی بروی که... نخواستی بروی؟!

[ تن کبود شده از فشار برق قوی]

 

فشار قبر، فشار قوی برق هنوز ..

که قبض و بسط تن وروح و... بهت مرگ هنوز...

 

تو خواستی بروم که...نخواستی بروم؟

که دور تر بشوم ازتو، دورتر بشوم

* * *

تو خواستی که پیاله پرست تو باشم

به سکسکه افتادم که مست تو باشم

 

تو خواستی بزنم من، به این شب جادو

که توی آینه ها دیو دست تو باشم

 

تو خواستی که بجنگم، که تن به تن با خود

به جنگ یک نفره سرشکست تو باشم

 

چقدر دور شوم؟! تیر آرشم ،آری

که دورتر بروم دوردست توباشم.

* * *

پرنده آمده تا با پرنده تک بدهد

[هنوز معتقدی که دوباره شوک بدهد؟!]

* * *

که ابر بودن و در باد تکه تکه شدن

از این همه شوک دادن دوباره شوکه شدن :

 

که ایستادن بازو به بازویت با من

که تیغ بازی مست دو ابرویت با من

 

 [دو چای تازه دم داغ داغ پرمگسی]

عجب لبان تمشکی ! چه گونه های گسی

 

که ناز ، اخم ، کرشمه ، تعارف بوسه

و خنده ی ماهی  در دهان یک کوسه ؛

* * *

هنوز معتقدی روزگار برگردد

" تو ای یگانه ترین یار"....یار برگردد؟

 

شب ویار گرفته ستاره پس بدهد

و خاک خورده ی خود را دوباره پس بدهد

 

که باد سگ تن من را هنوز بو بکشد

شغال های جوان را به جستجو بکشد

***

/ 0 نظر / 20 بازدید