Adamkimin اینشعرهاازآنمننیستکاشبودولینیست...
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: AZITA ADIB POUR - سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳۸٥

گربه بيچاره زخمی و وحشتزده

يه شب به خونه اش پناه آورد

که گرم بود و روشن

مهربانی ديد و رفت تو ...

وقتی در بسته شد...

با بيمهری تمام گربه بيچاره رو زخمی کرد و

درجايی سرد ونمور تنهاش گذاشت...

.......

....

...

چی؟

من اون گربه ام؟

فکرميکنی تو کی هستی؟

اون مهربونه؟

...

...

عمرا!

جسارت نباشه غلط فرمودی!!!

 

 

چقدر اين گربه بيچاره رواذيت ميکنی؟گناه نداره؟ 

درضمن شاهين خان عدالتی انقدرمييای اينجا عکساتو ببينی ميدونی چرا ديگه بجای گذاشتن عکسای محشر تو عکسای مزخرف ياهو رو ميذارم؟ ...

چون خيلی بی اعتنايی...

ومن نسبت به بی اعتنايی آلرژی فصلی دارم وکهير ميزنم

ميتونی از آقا بپرسی...

مگه نه آقا؟؟؟؟؟؟؟؟

کدهای اضافی کاربر :